زمهریر آنا یوردوم
زمهریر از همه جا از همه چیز
گروه صنعتی لیف جام وابسته به شرکت آسانسور روانسیر زمهریر 1- مشاوره ، طراحي ، فروش ، نصب و راه اندازي انـــواع آســانسور به ارگانــهاي دولتـي و اشخاص حقيقي يا حقوقي 2- خدمات سرويـس و نگهداري آسانســورهاي ادارات دولتي و ساختـمانهــاي خصوصي 3- بازسازي، نـــوسـازي آســـــانســــورهاي قــديمـــــي متناســـب با تكنــــولــــوژي روز. 4- مشاوره وراهنمايي براي تهيه مشخصات فني وشرايط موردنيازبراي بــرگزاري منـاقصه و يا استعلامهاي خريدآسانسوربه اشخاص حقيقي وحقوقي بخصوص ارگانهاي دولتي 5- مشاوره جهت اجراي مواردموردنياز استاندارد از لحاظ مســائل ســازه اي مرتبط باچاه چاهك وموتورخانه آسانسور متفضيان گرامي ميتوانند براي تماس با متخصصين ما از شماره تلفنهاي زير استفاده نمايند: روابط عمومی: ۰۹۳۶۲۰۷۳۲۲۶ پشتیبانی۱: 09198332186 برای مشاوره رایگان تلفنی با پشتیبانی بخش تماس بگیرین ارائه نصب و راه اند ازی به تمام نقاط آسیا و سرویس و نگهداری به تمام نقاط ایران
بيش
از یکصد آيه قرآن براساس روايات معتبر به وجود حضرت امام مهدي و ويژگيهاي
آن شخصيت باعظمت و همچنين قيام و انقلاب جهاني آن حضرت، اشاره كرده است. که
در اینجا به چند نمونه از آنها اشاره می کنم:
همه ما از قول پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدهایم که «برترین اعمال انتظار فرج است.» ولی آیا تا کنون از خود پرسیدهایم که چگونه میتوان یک عمل قلبی را از روی اختیار انجام داد؟ به نظر میرسد که حالت انتظار یک حالت قلبی است که در زمان دوری از چیزی یا کسی که برای ما محبوب است به طور ناخود آگاه در ما ایجاد میشود. پس چطور امکان دارد؛ پیامبر به عملی فرمان دهند که تحت اختیار انسان نیست! زیرا تنها اعمال اختیاری است که میتوانند مورد امر و نهی قرار گیرند. اینجا معلوم میشود که خود حالت انتظار نیست که ما میتوانیم آن را ایجاد کنیم، بلکه ما میتوانیم مقدمات پدید آمدن آن را در خود ایجاد کنیم. با ایجاد مقدمات حال انتظار که اختیاری است میتوان به بزرگترین و برترین عبادت خداوند دست یافت و خداوند بزرگ عالم را در این دوران تاریک غیبت از خود خشنود ساخت. مقدمات ایجاد حالت انتظار به سه بخش تقسیم میشوند: یقین داشتن به ظهور محبوب، نزدیک دانستن زمان ظهور او و دوست داشت ظهور او و دوست داشتن خود او. جانهای ما برای ظهور پدر محبوبمان و دیدن روی دلگشای او پر میکشد. ما که هیچگاه نتوانستهایم پیامبر خود را ببینیم باید بدانیم که او شبیهترین کسان به رسول خداست. هیچ عملی در نزد خداوند محبوبتر از این نیست که انسان در مشکلات و گرفتاریهایش، در حین تلاش برای حل آنها، منتظر باشد تا خدا مشکلش را حل کند. یعنی انسان بداند که فقط خداست که میتواند به او کمک کند و در نتیجه به هیچ کسی جر خداوند امید ندارد. البته از دیگران کمک میگیرد و برای حل مشکلات تدبیر و اندیشه میکند، ولی در دلش امیدش به خداست نه به مردم یا تلاشهای خودش. زیرا میداند که ناجی حقیقی خداست و مردم تنها وسیله هستند. پس اگر برترین عبادت خداوند این است که در حالت رضا و تسلیم و توکل بر خدا باشیم و منتظر باشیم خداوند مشکل ما را حل کند، تصور کنید حالت کسی که منتظر است خداوند با ظهور ناجی بشریت، تمام مشکلات او را حل کند، چقدر در نزد خداوند محبوب است. و باز تصور کنید حال کسی را که منتظر است تا خداوند با ظهور امام عصر علیه السلام نه تنها مشکلات او را بلکه مشکلات تمام بشریت را حل کند و انتظارش فقط به خاطر مشکلات مردم نباشد بلکه به خاطر مشکلات تمامی انسانها باشد. یعنی در حین اینکه تلاش میکند به دیگران کمک کند و مشکلاتشان را حل کند، میداند که حل نهایی و واقعی همه مشکلات به دست با برکت مولایش است. ولی باز هم حالت بالاتر و برتر و عظیمتری وجود دارد، و آن حال کسی است که شدیداً در قلبش منتظر است و هر لحظه این انتظار را با تمام قلبش احساس میکند که حضرت ولی عصر ظهور کند و هدایت و ایمان به سوی خداوند در جهان ظاهر شود. یعنی این فرد نه تنها به خاطر دوری خودش از خداوند و بی ایمانی خودش رنج میبرد، بلکه از بی دینی و عصیان خداوند توسط انسانهای دیگر، و دوری ایشان از هدفی که به خاطر آن خلق شدهاند، نیز بسیار غمناک و ناراحت است. و در کنار تمام تلاشی که برای هدایت و کمک دینی به دیگران میکند در قلبش میداند که هدایت نهایی و ایمان حقیقی پس از ظهور امام عصر در قلب همه مردم جهان مستقر خواهد شد. پس ببینید که چگونه با تمام وجودش منتظر است تا حضرت صاحب الزمان علیه السلام ظهور کند و دست هدایت و علم و نجات بر سر تمامی بشریت از جمله خود او بکشد. ولی این پایان مراتب بلند و ملکوتی انتظار فرج نیست. برترین اعمال انتظار فرج است و برترین انتظار فرج آن است که از این جهت منتظر نجات دهنده باشیم که او ناجی تمامی مستضعفین جهان از شر ظلمها و جنایتهای روزگار است و او را آخرین و برترین ناجی میدانیم. اما و هزار اما که مظلومترین و مستضعفترین انسانهای عالم همانا خود اهلبیت بوده و هستند. ظلمهایی که به امیرالمؤمنین علیه السلام از سوی ظالمین هم عصر ایشان بر ایشان وارد شد. واقعه سوزناک و عجیب کربلا که هنوز که هنوزه مظهر مظلومیت در تمامی عالم شناخته میشود و ... و در حال حاضر خود مولای ما در سختترین شرایط و جانکاهترین اوضاع میباشند. زیرا از طرفی ظلمها و ستمهایی که بر انسانهای گوشه و کنار عالم در این 12 قرن بر مردم جهان رفته است قلب عدالت طلب ایشان را میآزارد و از طرف دیگر جهل شیعیانِ خودشان که هر روز از دین و دینداری فاصله میگیرند و در منجلاب دنیاپرستی و بیدینی فرو میروند، قلب پرعطوفت و مهربان این پدر پر مهربانمان را آزرده میکند. چرا که او در حال حاضر تنها پدر این امت است و چه کسی از دردهای یک پدر به خاطر مشکلات فرزندانش آگاه است؟! پس بلندترین و عظیمترین اعمال انتظار فرج و برترین انتظار فرج انتظاری است که به خاطر ظهور حضرت و حل شدن مشکلات و تشفی خاطر خود امام باشد. و چه کسی میتواند تا این مرتبه بالا رود و کدام عقاب تیز پرواز میتواند تا این قله پر شکوه پرواز کند چهره ام هرگز پریشانی نداشت كاش می شد دفتر تقدیر عشق حرفی از یك روز بارانی نداشت كاش می شد راه سخت عشق را بی خطر پیمود و قربانی نداشت هرگاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت خش خش برگها را احساس كردی هرگاه در میان ستارگان آسمان تك ستاره ای خاموش دیدی برای یكبار در گوشه ای از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو: یادت بخیر شناخت ذهن انسان ذهن انسان همه چيز را كنترل مي كند . ادراكات، تصورات ، تفكرات ، اعتقادات . بطور كلي تمام جنبه هاي شناختي رفتار انسان تحت كنترل است. جهان و هر آنچه كه در آن موجود است، ازطريق تصورات ما در ذهن انعكاس مي يابد. ما مي توانيم از طريق روشهاي كنترل ذهن اين تصورات را تغيير دهيم و آن وقت خواهيم ديد كه واقعيت هاي زندگي ما نيز دستخوش تغيير خواهند شد، يا به زبان ديگر اگر ما توان آن را داشته باشيم كه ذهن خودمان را تحت كنترل در آوريم قادر خواهيم بود دنياي مطابق با آرمانها و ايده آل هاي خودمان بسازيم. بهترين راه درك ذهن هوشيار و نيمه هوشيار اين است ك به آنها بصورت يك باغچه نگاه كنيم . شما يك باغبان هستيد و در طول روز مشغول كاشتن دانه هايي ( همان انديشههائيست كه روزانه به فكر خود راه ميدهيد) هستيد. هرچه را كه مي كاريد در تن و محيط زندگيتان درو مي كنيم . اكنون مشغول كاشتن افكمربوط ار به آرامش ، عمل درست، حسن نيت و سعادت بشويد و به آرامي و علاقه در باره ويژگيهاي آنها بينديشيد، آنچه را كه انديشيده ايد به طور كامل در ذهن آگاهتان جاي دهيد و به كاشتن اين دانه هاي شگفت انگيز ادامه دهيد دراين صورت محصول با شكوهي را درو خواهيد كرد.
ادامه مطلب
كربن در تحليلى جالب از حضرت قائم(عج) مىنويسد: "جلوه ظهور او بر مردم، همان مفهوم تهذيب و تجديد عالم روحى آنان است و بالنتيجه همان مفهوم عميق انديشهاى است كه شيعه از غيبت و ظهور امام دارد. مردم شايستگى خود را براى ديدن امام از بين مىبرند، آنگاه خود بين امام و خويشتن حجاب مىگردند، زيرا وسيله و آلت تجلى و مشاهده آن را; يعنى معرفتى را كه از راه قلب حاصل مىشود از دست مىدهند، يا آن را فلجساخته و از قدرت و كار مىاندازند. پس تا وقتى كه مردم مستعد شناسايى و معرفت امام نگردند، سخن گفتن از ظهور امام غايب هيچ معنى نخواهد داشت."
در جای دیگر می گوید: "سلطنت امام، مقدمه رستاخيز عظيم (قيامة القيامة) است. رستاخيز يا برخاستن مردگان به همين نسبت قيام عمومى حضرت حجت، مجال براى تحقق فلسفه وجودى بشر در حيات زمينى خود است. به عبارتى معاد شيعه همچون معاد زرتشتى قرار گرفته، تحت تاثير قائم و اصحاب او قرار دارد. در عين حال هجرت انفرادى را از انديشه «قيامت كبرى» يعنى فرا رسيدن دهر جديد جدا نمىسازد.
كربن در بخش ديگرى از نوشتههاى خود به بيان تفاوت عقيده مسيحيان به حضرت عيسى بن مريم، پرداخته و پس از اذعان به اين نكته كه امامان همه نور و حقيقت واحدى هستند كه در دوازده شخص متمثل شدهاند مىنويسد: "وقتى نسبت لاهوت و ناسوت را در شخص امامان در نظر بگيريم، مىبينيم مساله به هيچ روى شبيه به اتحاد اقنومى در طبيعت نيست. امامان، ظهورات و تجليات الهى هستند. قاموس فنى زبان، كلمات را پيوسته به مقابله با عمل آيينه باز مىگرداند. پس بدين گونه، امامان همچون ظهور الهى، بى هيچ كم و بيش «اسماء الله» مىباشند و به اين عنوان از دو مهلكه تشبيه و تعطيل مصونند."

1 ـ
خداوند می فرماید: "اراده و مشيت ما بر اين قرار گرفته كه بر مستضعفان
زمين ـ كه بر اثر ستم ستمكاران به ضعف كشيده شدهاند ـ منّت نهيم (و ايشان
را مشمول مواهب خويش نماييم.) و آنها را پيشوايان و وارثان زمين قرار داده و
نيرومند و صاحب قدرت و حكومت گردانيم." این آيات بشارتي است در مورد
پيروزي حق بر باطل و برچيده شدن بساط ظلم و تباهي. كه نمونههاي آن را
ميتوان در پيروزي حضرت موسي و بنياسرائيل بر فرعونيان و همچنين پيروزي و
حكومت حضرت محمد(ص) جستجو كرد اما نمونه كامل آن با ظهور حضرت امام مهدي
تحقق مييابد.
حضرت اميرالمؤمنين در اين زمينه فرمودهاند: "دنيا
پس از سركشي، به ما (اهلبيت) روي ميآورد.ـ همچون شتري كه از دادن شير به
دوشندهاش خودداري ميكند و براي بچه خود آن را نگه ميدارد." سپس آيه
"ونريد ان نمنّ ..." را تلاوت فرمود. در روايت ديگري نيز درباره همين آيه
ميفرمايد: "اين گروه آل محمد هستند، خداوند مهدي آنها را بعد از زحمتهايي
كه برايشان تحميل ميگردد، مبعوث ميكند و به ايشان عزت ميدهد و دشمنان
آنها را ذليل ميگرداند." از امام سجاد(ع) نيز اين چنين نقل شده كه: "سوگند
به كسي كه محمد را به حق، بشارت دهنده و بيم دهنده قرار داد، نيكان از ما
اهلبيت و پيروان آنها به منزله موسي و پيروان او ميباشند و دشمنان ما و
پيروان آنها به منزله فرعون و پيروان او هستند. سرانجام، پيروزي از آن
ماست."
2 ـ
در آیه دیگر می خوانیم که: "بگو: حق فرا رسيد و باطل نابود گشت، چرا كه
باطل نابود شدني است." بر اساس روايات معتبر و فراوان، اين پيروزي نهايي و
حكمفرماي عدالت در سرتاسر گيتي مربوط به قيام حضرت حجت(عج) ميشود. امام
باقر(ع) در توضيح و تفسير «جاء الحق و زهق الباطل» فرمودند: "اين سخن الهي
مربوط به قيام قائم ميشود كه دولت باطل برچيده خواهد شد.
3 ـ
در آیه دیگري خداوند می فرماید: "ذخيره الهي براي شما بهتر است اگر مؤمن
باشيد..." چون این آيه اطلاق دارد، چنين معنايي از آن بدون اشكال است كه
بگوييم: بقيةاللّه از همه چيزهايي كه شما حساب كنيد، برايتان بهتر است و
هيچ نعمتي به پاي آن نميرسد. هرچند كه اين آيه مربوط به داستان حضرت
شعيب(ع) ميباشد. قائم نخستين سخني كه پس از قيام خويش بر زبان ميآورد
همين آيه است. اما بر اساس روايات معتبر، اين آيه با وجود حضرت وليعصر(عج)
تطبيق ميكند. امام باقر(ع) فرمودند: "قائم نخستين سخني كه پس از قيام
خويش بر زبان ميآورند همين آيه است."
4 ـ
در آیه دیگر این طور آمده است که: "آنها (مخالفان اسلام) ميخواهند نور
خدا را با دهان خود خاموش نمايند اما خداوند اراده كرده كه اين نور الهي را
همچنان برگستره و كمالش بيفزايد (تا تمامي جهان را در برگيرد.) هرچند
كافران را خوش نيايد." و سپس چنين ادامه ميدهد: "خدا كسي است كه رسول خويش
را با هدايت و دين حق فرستاد تا وي را بر تمامي اديان پيروز گرداند، هرچند
مشركان را خوش نيايد." آيا اين پيروزي اسلام كه در این آيه بدان اشاره شده
منطقهاي و محدود است ياخير؟ از آن جايي كه هيچ قيدي در آيه وجود ندارد تا
دليل برمحدوديت اين پيروزي باشد پس بدون شك روزي فرا خواهد رسيد كه اين
وعده الهي محقق گردد و در روي زمين دين اسلام، تنها دين پيروز باشد.
براساس
روايات متعدد با ظهور امام مهدي(عج)، اسلام فراگير و جهاني خواهد شد، در
تفسير مجمع البيان از پيامبر اسلام(ص) چنين نقل شده است كه: "(در زمان ظهور
حضرت امام مهدي) بر روي زمين هيچ خانهاي باقي نميماند ـ نه خانههايي كه
از سنگ و گِل ساخته شده و نه خيمههايي كه از كرك و مو بافته شده ـ مگر
آنكه خداوند نام اسلام را در آن وارد ميكند." در تفسير مجمع البيان،
همچنين از امام باقر(ع) چنين آورده است كه: "وعدهاي كه در اين آيه است به
هنگام ظهور مهدي محقق ميگردد، پس در آن روز هيچ كس روي زمين باقي نخواهد
ماند مگر آنكه به (حقانيت) محمد اقرار ميكند."
5 ـ
آيه شريفه دیگری که به حضرت مهدی(عج) اشاره دارد این است که: "در موقع
طغيان يهود، ما يك عده را براى سركوبى آنها مىفرستيم كه آنها را بهجاى
خود بنشانند." در روايات متعددى اين آيه تأويل به ظهور حضرت بقيةاللّه
شده است. كه اين آيه راجع به مؤمنين و ايرانيهايى است كه قبل از ظهور حضرت
مهدى زمينه ظهور آن حضرت را فراهم مىكنند.
در همين زمينه تفسير
نورالثقلين از روضه كافى نقل كرده است كه امام صادق(ع) فرمودند: "مراد از
«بعثنا عليكم» اشخاصى هستند كه قبل از ظهور مهدى با دشمنان اهل بيت مقابله و
آنها را نابود مىكنند. همچنین از امام صادق نقل شده است كه روزى اين
آيه را قرائت فرمودند، يك نفر از اصحاب عرض كرد: "يا بن رسولاللّه اين
آيهاى كه الان قرائت فرموديد درباره چه اشخاصى است؟" حضرت سه مرتبه
فرمودند: "واللّه آنها اهل قم هستند."
مرحوم آيت اللّه مطهري
مينويسد: "از مجموع آيات و روايات استنباط ميشود كه قيام مهدي موعود
آخرين حلقه از مجموع حلقات مبارزات حق و باطل است كه از آغاز جهان بر پا
بوده است. مهدي موعود تحقق بخش ايدهآل همه انبيا و اوليا و مردان مبارز
راه حق است."
مهدی در کلمات معصومین(ع):
در اینجا به برخی از سخنان ائمه اطهار(ع) راجع به شخصیت حضرت حجت(عج) و چگونگی ظهور ایشان، اشارهای خواهیم داشت.
کلام پیامبر گرامی اسلام(ص):
حضرت
محمد مصطفی(ص) در غدير خم، در جمع يكصد و بيست هزار نفر میفرمایند: "اى
گروه مردمان! آن نور خداى تبارك و تعالى در من قرار گرفت و پس از آن در
وجود على(ع)، آنگاه از او در نسلش تا «قائم المهدى» كه بازگيرنده حق است و
جلبكننده همه حقوق ازدست رفته ما. آگاه باشيد كه خاتم اوصياء مهدى قائم از
ماست. آگاه باشيد كه او بر همه اديان پيروز مىشود. آگاه باشيد كه او
انتقامگير از ستمگران است. آگاه باشيد كه گشاينده و درهمكوبنده مرزهاست.
آگاه باشيد كه او خونخواه همه بندگان صالح خداست. آگاه باشيد كه او كشنده
هر قبيلهاى از مشركان است. آگاه باشيد كه او نهرى خروشان از اقيانوسى
بيكران است. آگاه باشيد كه او ياور دين خداى تبارك و تعالى است. ...آگاه
باشيد كه هر كس از (پيامبران و امامان) پيش از او، نويد آمدنش را دادهاند.
آگاه باشيد كه او تنها حجتبازمانده خداوند است، بعد از او حجتى نيست، حقى
جز با او و نورى جز در پيش اونيست. آگاه باشيد كه احدى بر او چيره نيست و
كسى او را شكست ندهد. گاه باشيد كه او ولى خدا در روى زمين، و داور او در
ميان مردم و امين او در آشكار و نهان است."

پياده روي درازي بود، تپه بلندي بود، آفتاب تندي بود، عرق ميريختند و به شدت تشنه بودند. در يك پيچ جاده دروازه تمام مرمري عظيمي ديدند كه به ميداني با سنگفرش طلا باز ميشد و در وسط آن چشمهاي بود كه آب زلالي از آن جاري بود. رهگذر رو به مرد دروازه بان كرد و گفت: "روز بخير، اينجا كجاست كه اينقدر قشنگ است؟"
دروازهبان: "روز به خير، اينجا بهشت است."
- "چه خوب كه به بهشت رسيديم، خيلي تشنهايم."
دروازه بان به چشمه اشاره كرد و گفت: "ميتوانيد وارد شويد و هر چه قدر دلتان ميخواهد بوشيد."
- اسب و سگم هم تشنهاند.
نگهبان:" واقعأ متأسفم . ورود حيوانات به بهشت ممنوع است."
مرد خيلي نااميد شد، چون خيلي تشنه بود، اما حاضر نبود تنهايي آب بنوشد. از نگهبان تشكر كرد و به راهش ادامه داد. پس از اينكه مدت درازي از تپه بالا رفتند، به مزرعهاي رسيدند. راه ورود به اين مزرعه، دروازهاي قديمي بود كه به يك جاده خاكي با درختاني در دو طرفش باز ميشد. مردي در زير سايه درختها دراز كشيده بود و صورتش را با كلاهي پوشانده بود، احتمالأ خوابيده بود.
مسافر گفت: " روز بخير!"
مرد با سرش جواب داد.
- ما خيلي تشنهايم . من، اسبم و سگم.
مرد به جايي اشاره كرد و گفت: ميان آن سنگها چشمهاي است. هرقدر كه ميخواهيد بنوشيد.
مرد، اسب و سگ به كنار چشمه رفتند و تشنگيشان را فرو نشاندند.
مسافر از مرد تشكر كرد. مرد گفت: هر وقت كه دوست داشتيد، ميتوانيد برگرديد.
مسافر پرسيد: فقط ميخواهم بدانم نام اينجا چيست؟
- بهشت
- بهشت؟ اما نگهبان دروازه مرمري هم گفت آنجا بهشت است!
- آنجا بهشت نيست، دوزخ است.
مسافر حيران ماند:" بايد جلوي ديگران را بگيريد تا از نام شما استفاده نكنند! اين اطلاعات غلط باعث سردرگمي زيادي ميشود! "
- كاملأ برعكس؛ در حقيقت لطف بزرگي به ما ميكنند. چون تمام آنهايي كه حاضرند بهترين دوستانشان را ترك كنند، همانجا ميمانند...



| Design By : Pars Skin |









